تبليغاتX
چپ کوچه - زوزه
 زوزه

می ترسم

روز هزار بار

شاهد مرگ خویشم

چشمانم زوزه می کشند

میان پلک هایم

دستانم می افتند

نخستین سلام

                زندگی را

قدم ها

سر گردان

در سرگیچی زمان

و روزها

سیاه دل 

از روزگار خویش

می ترسم

مرگ مرا

به زندگی گرفته است

|+| نوشته شده توسط سورنا در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 
 
بالا