سلام!
دوستت دارم
شبیهی هستی
که در تمامت مرگ گم می شود
از برای عطر توست
در چهار گوشهی زندگی
تقسیم شده ام
خدا!
تنها برای تو بود که حس بویایی را آفرید
از چشمان تو
نه
در چشمان تو
جهان
حلق آویز می شود
بال و پر نزن فرشتهی سرگردان
پلکانش پنجرهی است که از آن
تنها
نور می تواند عبور کند
سلام مجدد
دوستت دارم
بگذار
پیشت بمیرم
|
+| نوشته شده توسط
سورنا در سه شنبه پنجم خرداد 1388
|